سلام ...
-
تاریخ: 1393/7/13 ساعت: 18:24
عیدت مبارک عشق رویایی من ایشالا همیشه مث این روزا خندون باشی خیلی دوست دارم امروز وقتی دراز کشیده بودم همش تو دلم از اینکه تو هستی تو زندگیم شاد میشدم این وبلاگ عیدی واسه تو الهامم
شاید اهسته تر بهتر باشد ! :)
-
تاریخ: 1393/7/13 ساعت: 18:19
تاجری در روستایی، مقدار زیادی محصول کشاورزی خرید و میخواست با آنها را با ماشین به انبار منتقل کند. در راه از پسری پرسید: «تا جاده چقدر راه است؟» پسر جواب داد: «اگر آرام بروید حدود ده دقیقه کافی است. اما اگر با سرعت بروید نیم ساعت و یا شاید بیشتر.» تاجر از این تضاد در جواب پسر ناراحت شد و به او بد...
دقت !
-
تاریخ: 1393/7/13 ساعت: 0:30
میگم مطالبو خوندی به تاریخشونم دقت کن :) با تشکر همسر دلباخته ی شما
همسرم
-
تاریخ: 1393/7/13 ساعت: 0:28
سلام خانمی این روزا دلم بدجور هواتو کرده کاش زودی زمستون بشه با اینکه امتحانامونم زمستونه
خداحافظی ...
-
تاریخ: 1393/4/22 ساعت: 20:53
میخوام برم سفر دیگه نیستم چند هفته ای خداحافظ گلم
جایزه
-
تاریخ: 1393/4/21 ساعت: 20:50
جنایتکاری که یک آدم را کشته بود، در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و پر گرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته، به یک دهکده رسید. چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود. جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد؛ اما بی پول بود. بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از ...
میگما
-
تاریخ: 1393/4/21 ساعت: 20:48
دقت کردی هر وقت که پا میشیم یا خیلی به فکر همیم میبینیم اس ام اس اومده خخخ انگار بهم وصلیم
معنی عشق
-
تاریخ: 1393/4/21 ساعت: 0:20
خیلی جاها دیدم خیلیا عشق رو معنی میکنن البته خودمم تو عنوان ی معنی نوشتما مثلا میگن علاقه ی شدید قلبی خخ (ع ش ق ) یا توی کتاب نوشته بود (خیلی معروف بود ) تمرکز تمام افکار و احساسات مثبت به یک چیز خاص ! البته نوشته بود نفرت دقیقا مثل عشق هستش فقط منفی !! ولی یه جا خوندم ک عشق رو ج...
راستی
-
تاریخ: 1393/4/18 ساعت: 20:45
فک کنم وبلاگمون بغیر از خودمون بازدید کننده داره ولی اصلا نظر نمیذارن یواشکی میان نیگا میکنن خخخ
ابر عشق ...
-
تاریخ: 1393/4/20 ساعت: 20:44
ابر جوانی در میان طوفان عظیمی بر فراز مدیترانه به دنیا آمد. اما فرصتی برای رشد در آن منطقه نیافت؛ باد عظیمی تمام ابر ها را به سوی آفریقا راند. همین که به قاره آفریقا رسیدند،آب و هوا عوض شد: آفتاب تندی در آسمان میدرخشید، و در زیر، شن های خشک صحرا دیده میشد. باد آنها را به سوی جنگل های جنوب راند، در ص...
غم ...
-
تاریخ: 1393/4/19 ساعت: 20:44
با تو غم هارا فراموش کرده ام بی تو دلم زندانی آنهاست هوای بودنت دلم را اشفته کرده نمیدانم دلم چه میخواهد ... فقط ... گرفته !
عشق زندگیه من ...
-
تاریخ: 1393/4/18 ساعت: 20:41
الان که اینارو مینویسم خواب هستی خانمم خیلی وقتا تو زندگیم فک میکردم این ادمایی که یه نفرو پیدا کردن که عاشقشن و اونم عاشقشونه اینا خیلی ادمای خوش شانسی هستن فک میکردم هیچوقت کسیرو ندارم که بتونه این حس رو در من ایجاد کنه . حتی یکمی بعد از گفتن به خانوادت و قبل از رابطه با خودت فک میکردم توهم ...
نگاهت ..
-
تاریخ: 1393/4/17 ساعت: 20:41
دیشب خوابتو دیدم که نگاهم افتاد به نگاهت دقیقا مث اولین باری که دیدمت و عاشقت شدم خدایا ازم این احساسو نگیر
عزیزم ...
-
تاریخ: 1393/4/16 ساعت: 20:39
کاش زودی بگذره این ایام جدایی دلم واست یه ذره شده خانمم خواستم بدونی دیوونت همیشه بیادته
پیام روزانه ...
-
تاریخ: 1393/4/14 ساعت: 20:39
سلام خوشگلم دوست داشتم امروز ازت تشکر کنم بخاطر اینکه بهم این احساسو هدیه دادی خیلی دوستت دارم
زیبا
-
تاریخ: 1393/4/13 ساعت: 20:38
یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوقالعاده زیبا است ازدواج کرد؛ اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه میخوردند، آنها از هم جدا شدند.طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهرهای بسیار معمولی است؛ اما به نظر میرسد که دوستم بیشتر و عمیقتر از گذشته عا...
اغوش تو ...
-
تاریخ: 1393/4/12 ساعت: 20:37
ارامش وجود من بودن در اغوش دخترانه ات است الهام من . . . بگذار حسودان هر چه میخواهند بگویند. . . بگذار مرا ب جرم در اغوش کشیدنت به جهنم بفرستند بی تو و عشق تو تمام دنیا برایم جهنم است
غیرت ...
-
تاریخ: 1393/4/12 ساعت: 16:53
سرت را … تکیه به دیوار نــده عشقه من … به غیرت … شانه هایم برمی خورد …
اینه
-
تاریخ: 1393/4/10 ساعت: 16:53
چندین سال پیش بود که ما در یک خانواده خیلی فقیر در یک ده دور افتاده به نام “روکی” ، توی یک کلبه کوچک زندگیمی کردیم. روزها در مزرعه کار می کردیم و شبها از خستگی خوابمان می برد. کلبه ما نه اتاقی داشت، نه اسباب و اثاثیه ای، نه نور کافی . از برداشت محصول آنقدر گیرمان می آمد که شکم پدر و مادر و سه تا بچه...
خدایا شکر
-
تاریخ: 1393/4/10 ساعت: 16:51
روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید، شما چه کار می کنید؟ فرشته در حالی که ...